فیلترها
تنظیمات
جستجو

چرا افراد نابینای مادرزاد دچار اسکیزوفرنی نمی‌شوند؟

يكشنبه, 27 بهمن 1398

تام پولاک، روانپزشک و پژوهشگر دانشگاه کینگز لندن دراین مورد چیزهایی شنیده بود که «تاکنون بیماری اسکیزوفرنی در افرادی که نابینا متولد شده باشند، دیده نشده است». چندین دهه است که دانشمندانی از سرتاسر جهان درمورد این موضوع مطالبی می‌نویسند. آن‌ها مطالعات گذشته را تجزیه‌و‌تحلیل کرده‌اند، بیمارستان‌های روانپزشکی را زیرورو کرده‌اند و نیز ازطریق سازمان‌هایی که افراد نابینا را تحت درمان قرار می‌دهند، سعی کرده‌اند چنین موردی را پیدا کنند.

 

با گذشت زمان نیز مجموعه داده‌های بزرگ‌تری ظاهر شده است: در سال ۲۰۱۸، در مطالعه‌ای که تحت هدایت پژوهشگری به‌نام ورا مورگان از دانشگاه استرالیای غربی انجام شده بود، تقریبا نیم میلیون کودک متولدشده بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱ مورد بررسی قرار گرفتند و نتایج این مطالعه نیز ارتباط منفی مذکور را تقویت کرد.

پولاک به یاد می‌آورد که پس از آگاهی از این مسئله، مرکز بهداشت روانی را که در آن کار می‌کرد، مورد جست‌وجو قرار داد: او نیز نتوانست بیمار نابینای مادرزادی را پیدا کند که دچار اسکیزوفرنی نیز باشد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که ممکن است چیزی درمورد نابینایی مادرزادی وجود داشته باشد که از فرد دربرابر ابتلا به اسکیزوفرنی محافظت کند. این مسئله مخصوصا از این جهت تعجب‌آور است که نابینایی مادرزادی اغلب درنتیجه‌ی عفونت‌، آسیب مغزی یا جهش ژنتیکی رخ می‌دهد که تمامی این عوامل به‌طور مستقل با افزایش خطر ابتلا به اختلالات روان‌پریشی همراه هستند. عجیب‌تر اینکه، از دست دادن بینایی در مراحل دیگر زندگی با افزایش خطر بروز اسکیزوفرنی و علائم روان‌پریشی همراه است.

بستن چشم

حتی در افراد سالم، بستن چشم‌ها فقط به‌مدت چند روز می‌تواند موجب ایجاد توهم شود. در سال‌های اخیر، ارتباط بین ناهنجاری‌های بینایی و اسکیزوفرنی بیشتر شناخته شده است. ناهنجاری‌های بینایی که قبل از بروز هرگونه علائم روان‌پریشی در فرد ظاهر می‌شوند، گاهی می‌توانند پیش‌بینی کنند که چه کسی در آینده به اسکیزوفرنی مبتلا خواهد شد. همچنین، نابینا متولدشدن و شاید انواع خاصی از نابینایی مادرزادی، همچون محافظی دربرابر ابتلا به اختلالاتی عمل می‌کند که همراه‌با از دست دادن نابینایی در مراحل بعدی زندگی بروز می‌کنند.

تئوری‌های زیادی درمورد علت این ارتباط وجود دارد: از انعطاف‌پذیری عصبی مغز فرد نابینا گرفته تا نقشی که بینایی در ایجاد مدلی از جهان دارد. پژوهشگران برجسته بر این باورند که ارتباط بین بینایی و علائم روان‌پریشی نشان می‌دهد که در این‌جا چیز جدیدی برای یادگیری وجود دارد. شاید با شناخت این پدیده بتوانیم سرنخ‌هایی درمورد علل اسکیزوفرنی، نحوه پیش‌بینی اینکه چه کسی در آینده به آن مبتلا می‌شود و شاید هم روشی برای درمان آن پیدا کنیم.

در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد، چشم ۱۳ فرد سالم به‌مدت ۹۶ ساعت بسته شده بود و ۱۰ نفر از آن‌ها گزارش کردند که طی روزهای اول و دوم دچار توهماتی شدند. یکی از شرکت‌کنندگان که زنی ۲۹ ساله بود، وقتی جلوی محلی می‌ایستاد که می‌دانست یک آینه در آنجا بوده، با اینکه نمی‌توانست چیزی ببیند، چهره‌ای سبز با چشمان بزرگ آبی را می‌دید. یک مرد ۲۴ ساله نیز در پایان روز دوم، به‌علت توهماتی که به‌نظر می‌رسید در مسیر وی قرار گرفته باشند، در راه رفتن مشکل داشت. او دیدن تپه‌هایی از سنگریزه یا سنگ‌های کوچک را گزارش می‌کرد که بین آن‌ها جریان کوچکی از آب جاری است. در ادامه‌ی مطالعه، او درباره‌ی دیدن ساختمان‌های تزئین‌شده با مرمر سفید و سبز و چهره‌های کارتونی سخن گفت.

مدت‌ها است که درمورد پیوند بین از دست دادن بینایی و توهم می‌دانیم. سندرم چارلز بونت که نخستین‌بار در سال ۱۷۶۰ تشریح شد، نوعی اختلال است که در آن افراد بینایی خود را از دست داده و شروع به تجربه‌ی توهم می‌کنند. این نوع تداعی‌های ذهنی لزوما با بیماری روانی همراه نیستند، اگرچه به‌طور مکرر نشان داده شده است افراد مبتلا به اسکیزوفرنی ازنظر دید دچار مشکلاتی می‌شوند. احتمال داشتن حرکات غیرعادی چشم، مشکلات مرتبط با شبکیه، میزان پلک‌زدن غیرمعمول و دیگر ناهنجاری‌های بینایی در فردی که مبتلا به اسکیزوفرنی تشخیص داده می‌شود، بیشتر است. نتایج یک مطالعه نشان داده است که مشکلات بینایی مذکور قبل از ظهور اولین اپیزود روان‌پریشی رخ می‌دهند نه پس از آن. بااین‌حال، چنین ارتباطی در افرادی که نابینا متولد می‌شوند، وجود ندارد.

پولاک و فیل کورلت، استاد روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه ییل درمورد چرایی این پدیده یک تئوری دارند که اواخر سال گذشته در مجله‌ی Schizophrenia Bulletin منتشر شد. فرض اصلی آن‌ها این است که یکی از مهم‌ترین وظایف مغز، پیش‌بینی‌ درمورد جهان است. این دیدگاه چنین استدلال می‌کند که مغز به‌جای درک جهان پیرامون در زمان واقعی، مدلی از آن ایجاد می‌کند و آنچه را که تجربه می‌کنیم، پیش‌بینی و شبیه‌سازی می‌کند و سپس پیش‌بینی‌ها را با چیزی که درواقعیت اتفاق می‌افتد، مقایسه می‌کند. همچنین از خطاهای پیش‌آمده برای به‌روزرسانی و تغییر مدل استفاده می‌کند. بنابراین، دقت پیش‌بینی‌های گذشته ازنظر دقت مدل اهمیت زیادی دارد؛ این همان چیزی است که ورودی‌های جدید را با آن مقایسه می‌کنیم و درصورت لزوم مدل را تحصحیح می‌کنیم و همین‌جا است که بینایی وارد می‌شود. به‌گفته‌ی پولاک، بینایی به ما اطلاعات زیادی درمورد جهان پیرامون می‌دهد و حس مهمی است که به پیوند دادن نشانه‌های حسی دیگر مانند صدا و لمس کمک می‌کند. اگر روشی که فرد با آن دنیا را می‌بیند، از کار بیفتد، پیش‌بینی، تصحیح خطاها و ایجاد مدلی معقول از جهان دشوار می‌شود.

نابینایی

هنگامی که فرد ازنظر بینایی مشکل داشته باشد، مغز مجبور است پیش‌بینی‌های بیشتری انجام دهد. از طرف دیگر، اگر قادر به دیدن هیچ چیزی نبودید، نمی‌توانستید آن بازنمایی‌های اشتباه از جهان پیرامون را نیز ایجاد کنید که بعدا می‌تواند منجر به بروز مشکلاتی در تفکر شود. این امر ممکن است به پژوهشگران کمک کند تا مسائل مربوط به بینایی و پردازش حسی را که در اوایل زندگی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی دیده می‌شود، توضیح دهند.

در مطالعه‌ ‌ای که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، الین واکر از دانشگاه اموری فیلم‌های دوران کودکی افرادی را که مبتلا به اسکیزوفرنی بودند، مورد تجزیه‌و‌تحلیل قرار داده بود. بسیاری از این کودکان نسبت‌به دیگران بیشتر دست‌و‌پا چلفتی بودند مثلا هنگام گرفتن توپ آن را رها کرده یا به‌سمت چپ کج می‌شدند. این موضوع نشان می‌دهد که نوعی قطع ارتباط درزمینه‌ی نحوه‌ی احساس و تعامل آن‌ها با جهان وجود دارد. وقتی کودکانِ مادرانی که دچار اسکیزوفرنی هستند، در سنین جوانی دچار اختلال عملکرد بینایی می‌شوند، این امر می‌تواند پیش‌بینی کند که آیا آن‌ها در مراحل بعدی زندگی دچار اسکیزوفرنی خواهند شد. کودکانی که سرانجام دچار اسکیزوفرنی می‌شوند، نسبت‌به کسانی که در آینده دچار اختلالات روان‌پریشی نمی‌شوند، مشکلات چشمی بیشتری دارند.

افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند، برای ایجاد مدلی از جهان خود، ورودی‌های مربوط به بینایی را دریافت نمی‌کنند. آن‌ها مجبورند که این مدل را با استفاده از حواس دیگر خود بسازند؛ مدلی که پولاک و کورلت استدلال می‌کنند که می‌تواند باثبات‌تر باشد. پولاک گفت:

ایده‌ای که ما می‌خواهیم به آن برسیم این است که افراد نابینای مادرزاد ازنظر بازنمایی و ثبات جهان درونی باید تفاوتی با افراد بینا داشته باشند و این ثبات، از آن‌ها دربرابر انواع اشتباهات و استنباط‌های غلطی که در افراد مبتلا به اسکیزوفرنی و اختلالات روان‌پریشی دیده می‌شود، محافظت می‌کند.

توهم

نظر خود را درج نمایید